واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
619
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
شود « 1 » . ولى غارتگرانى كه حاصل دزدى خود را با سلطان در ميان مىگذاردند مىتوانستند با آسودگى خاطر فعاليت خويش را دنبال كنند . از آن جمله ابو الفضل سورى حاكم خراسان مقامى خاص داشت . سلطان از سورى هداياى گرانبها و فراوان دريافت مىداشته . ولى مع هذا اين هدايا نيمى از آنچه از مردم گرفته بوده شمرده مىشده است و بس . مردم را كارد به استخوان رسيده بوده و اعيان و بزرگان « نامهها نوشتند و رسولان به ماوراء النهر فرستادند و به اعيان تركان بناليدند » و از ايشان يارى طلبيدند « 2 » . اما قراخانيان خود از اين اوضاع استفاده نكردند بلكه سران تركمن كه در خدمت ايشان بودند از آن بهره گرفتند . مسعود سياست پدر را در مورد قراخانيان تعقيب كرد . در پايان سال 422 هجرى پيمان با خليفه تجديد شد و خليفه متعهد گشت كه جز به واسطهء غزنويان رابطهاى با قراخانيان نداشته باشد « 3 » . در عين حال روابط مسعود كماكان با رئيس قراخانيان برپايهء تساوى بوده است . رسول مسعود مىبايست توجه قدر خان را به اهميت توافق و دوستى ميان « دو صاحب » همچون ايشان براى جهانيان ، جلب نمايد « 4 » . جنبهء حقيقى روابط ميان غزنويان و قراخانيان به وجهاحسن در نامهء خوارزمشاه التونتاش به سلطان كه در سال 421 هجرى نوشته شده بوده شرح داده شده « 5 » : « معلومست امير ماضى چند رنج برد و مالهاى عظيم بذل كرد
--> ( 1 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 557 - 556 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 449 ) . ( 2 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 510 - 509 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 412 - 411 ) . ( 3 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 359 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 291 ) . ( 4 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 251 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 213 - 212 ) . ( 5 ) - بيهقى ، چاپ مورلى ، 98 . بخشى از متن كه از طغان خان [ طوغان خان ] ياد شده ، از روى بخشى ديگر تصحيح شده ( همانجا ، ص 655 ) ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 92 - 91 ؛ 526 ) .